(زندگي بايد كرد)
توي اين دنياي ما
آدمهايي هستند ولي نه
هم باهم فرق مي كنند توي اين زمونه
يكي شون بالايي يكي شون پايينه
اون كه برج مي سازه
اون يكي ديواراش گليه
اون يكي نمي دونه سوار كدوم ماشيش شه
اون يكي توپول تاكسيش مي مونه
يكشون منقل وبافورش خاموش نمي مونه
اون يكشون توي يك مثقالش مي مونه
يكسون دخترش لنز مي زنه به چشاش
اون يكي كورشد چون پول عينك نداره
يكشون تولدشان كادوهاي ميليوني مي گيره
اون يكي تاريخ تولد نداره
اينه فرق آدمها توشهر ما
يكشون داره اون يكي نمي دونه داره ونداره
يكشون لوازم تحريربچه اش فابر كاستل مي گيرد
اون يكي مونده پاكن از كجابياره
يكشون شبها 60نوه غدامي گير مي آره خونه
اون يكي توپول نونش مي مونه
يكشون عروسيش فلان هتل
اون يكي پول محضر نداره
يكشون ماتم مي گره مانيكورناخونش بد شده
اون يكي نمي دونه ناخونش رو با چي بگيره
دنياي ما آدمها
هزار ويك قصه
يك روز غم
يك روشادي
يك در گيره
يك روز عروسي
اينكه بابقيه فرصتي نداره
زندگي داره مي ره ولي نه
آدمها توفكر امروز وفردا شونن
اون يكي نمي دونه وضوچيه
اون يكي نماز شبم مي خوانه
فرق ما آدمها
مي مونه واسه بعد
ولي نه
اختلاف طبقاتي رو نمي شه
ناديده گرفت
شاعر خوب گفته كه بني آدم اعظاي يكديگرند
اره ولي كي حاشا رو داره
زندگي
زمون گذر لحظه هاست
مرگ يكي وشيون يكي كه خاشانداره
قدر زندگي دونتسن
سخته ولي
زندگي بايد كرد
زندگي بايد كرد